X
تبلیغات
متن اهنگ

یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391

پلک

خواننده : ابی

فقط یک پلک با من باش، نمی خوام از کسی کم شی

ازت تصویر می گیرم ، که رویای یه قرنم شی

فقط یک پلک با من باش، بگم سرتاسرش بودی

به قلبم حمله کن یکبار، بگم تا آخرش بودی

نمی شی عشق سابق پس بیا و اتفاقی باش

یه فصلو که نمی مونی تو یک لحظه اقاقی باش

نمیشه با تو که خوبی به ظاهر هم کمی بد شد

به آدمهای شَهرت هم علاقه مند باید شد

فقط یک پلک با من باش، فقط یک پلک با من باش

دارم یه قصه می سازم، از این تنهاییِ بی تو

بیا بشکن روایت رو، تو نقش تازه وارد شو

کجای نقطه ی پایان میخوای تو فال من باشی

نخواستم بگذرم از تو، که تو دنبال من باشی

اگه قلبت یه جا دیگه ست با چشمات صحنه سازی کن

اگه گیری، نمی تونی، توی دو نقش بازی کن

نمی شی عشق سابق پس بیا و اتفاقی باش

یه فصلو که نمی مونی، تو یک لحظه اقاقی باش

نمیشه با تو که خوبی به ظاهر هم کمی بد شد

به آدمهای شَهرت هم علاقه مند باید شد

فقط یک پلک با من باش، فقط یک پلک با من باش

یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391

دلبر

خواننده: ابی
شعر از: اردلان سرفراز



تو ای بال و پر من
رفیق سفر من
میمیرم اگه سایت نباشه رو سر من
تو ای خود خود عشق
که بی تو نفسم نیست
کجا تو خونه داری که هرجا میرسم نیست

اهل کدوم دیاری
کجا تو خونه داری
که قبله گاهم اونجاست
هر جا که پا میزاری

اهل کدوم دیاری
گل کدوم بهاری
که حتی فصل پائیز باغ ترانه داری

آی دلبرم آی دلبر
ای از همه عزیزتر
ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس


تو دوره ی شبابم تو اومدی به خوابم
گفتی نیاز من باش ترانه ساز من باش
یه روزی راستی راستی همون شدم که خواستی
شدی تو سرنوشتم برای تو نوشتم
خسته ی دین و دنیا ملحد کافر هستم
توئی تو مذهب من
من تو رو میپرستم

آی دلبرم آی دلبر
ای از همه عزیزتر
ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس

با همه ی وجودم برای تو سرودم
در طلب تو هستم در طلب تو بودم
صدامو از تو دارم
شعرامو از تو دارم
اما تو رو ندارم
وای به روزگارم


تو ای بال و پر من
رفیق سفر من
میمیرم اگه سایت نباشه رو سر من
تو ای خود خود عشق
که بی تو نفسم نیست
کجا تو خونه داری که هرجا میرسم نیست

اهل کدوم دیاری
کجا تو خونه داری
که قبله گاهم اونجاست
هر جا که پا میزاری


اهل کدوم دیاری
گل کدوم بهاری
که حتی فصل پائیز باغ ترانه داری

آی دلبرم آی دلبر
ای از همه عزیزتر
ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس

یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391

باد و بیشه
آهنگساز
: تورج شعبانخانی
خواننده: ابی


صدای تو صدای باد و بیشه
صدای من صدای کوه و تیشه
نگاه تو دمیدن ستاره
نگاه من غروب روی شیشه


تو هد هد سلیمونی رو شونم
من واسه تو نامه ی بی نشونم
تو پا به راه چلستون روزی
من اون شب سیاه بی ستونم


بی تو دلم یه بادبون پاره
غصه هامو به خاطرم میاره
با تو دلم یه آسمون روشن
با تو دلم پر از گل ستاره

ای تن تو بهار سبز گل پوش
بی تو منم اجاق سرد و خاموش
تو مرمری منم یه سنگ خارا
بهار من یادم تو را فراموش

یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391

خونه
آهنگساز: فرخ آهی
خواننده: ابی
شعر از: ژاکلین



می خوام برم به خونه به جایی که صفا هس
تو گوشه و کنارش یه عالمه وفا هس
توی نگاه مادر یه عالمه دعا هس
اگه تنها بمونی یه دنیا تکیه گاه هس

می خوام برم به خونه جایی که مال منه
دلیل زنده بودن از عشق زنده بودنه
می خوام برم به خونه که سقفش یه پناهه
تمام گفتنی ها جاشون توی نگاهه

می خوام برم به خونه به جایی که صفا هس
تو گوشه و کنارش یه عالمه وفا هس
توی نگاه مادر یه عالمه دعا هس
اگه تنها بمونی یه دنیا تکیه گاه هس

دعای خیر مادر باشه پشت وپناهم
بگم عزیزترینه نه با حرف ، با نگاهم
دم مغرب تو خونه سر سفره بشینیم
محبت رو بشه تو چشم مادر ببینیم


می خوام برم به خونه به جایی که صفا هس
تو گوشه و کنارش یه عالمه وفا هس
توی نگاه مادر یه عالمه دعا هس
اگه تنها بمونی یه دنیا تکیه گاه هس


هدف رفتن به خونه س پیاده یا سواره
خستگی تو جاده ها دیگه معنی نداره
همه دوریم می دونم ، دور از گهواره هامون
الهی من بمیرم واسه درد دلامون


می خوام برم به خونه به جایی که صفا هس
تو گوشه و کنارش یه عالمه وفا هس
توی نگاه مادر یه عالمه دعا هس
اگه تنها بمونی یه دنیا تکیه گاه هس

یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391

تو را نگاه میکنم
خواننده: ابی
شعر از:
اردلان سرفراز


تورا نگاه می‌کنم که خفته‌ای کنار من
پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من

تورا نگاه می‌کنم که دیدنی ترین تویی
و از تو حرف می‌زنم که گفتنی ترین تویی


من از تو حرف می‌زنم شب عاشقانه می‌شود
تو را ادامه می‌دهم ، همین ترانه میشود

کاش به شهر خوب تو مرا همیشه راه بود
راه به تو رسیدنم ، همین پل نگاه بود


مرا ببر به خواب خود که خسته‌ام از همه کس
که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس

من از تو حرف میزنم شب عاشقانه میشود
تو را ادامه میدهم ، همین ترانه می‌شود

تو را نگاه می‌کنم که خفته‌ای کنار من
پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من

تو را نگاه می‌کنم که دیدنی ترین تویی
و از تو حرف می‌زنم که گفتنی ترین تویی

یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391

پیچک
خواننده:
ابی


حالا دیگه تو رو داشتن خیاله
دل اسیر آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره

حالا راه تو دوره
دل من چه صبوره
کاشکی بودی و می دیدی
زندگیم چه سوت و کوره

آسمون از غم دوریت
حالا روز و شب می باره
دیگه تو ذهن خیابون
منو تنها جا می ذاره

خاطره مثل یه پیچک
می پیچه رو تن خسته ام
دیگه حرفی که ندارم
دل به خلوت تو بستم

شنبه بیستم خرداد 1391

جواب
خواننده: ابی


در جواب نامه ی تو
نارفیق از تو نوشتم
از تو که شد با تو آغاز
لحظه لحظه سرنوشتم

رفتی اما کردی یادم
آخه یار با وفاتم
واسه فهمیدن حرفات
منو کم داری فداتم

تنهایی دستای ما
با دست هم شد آشنا
با هم تپید قلبای ما
از هم شدیم اما جدا
به من بگو آخر چرا ، چرا ؟!


با نگاه مهربونت
قفل قلبمو تو بستی
ساز تو تار دلم بود
زدی تارمو شکستی
واسه ویرون شدن ما
می زدی تیشه دو دستی
باورت نمیشه اما
خود تو عهدو شکستی

تنهایی دستای ما
با دست هم شد آشنا
با هم تپید قلبهای ما
از هم شدیم اما جدا
به من بگو آخر چرا ،چرا ؟!

حالا اینجا تک و تنها
پرپر گذشته هاتم
نارفیقانه بریدی
ول من هنوز باهاتم

هر دو مون تنهای تنها
هر کدوم یه جای دنیا
جای تو خالی اینجا
جای من خالیه اون جا

تنهایی دستای ما
با دست هم شد آشنا
با هم تپید قلبهای ما
از هم شدیم اما جدا
به من بگو آخر چرا ، چرا ؟

شنبه بیستم خرداد 1391

درخت
خواننده: ابی
شعر از: ایرج جنتی عطائی



توی تنهایی یک دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
آخرین درخت سبز سرپاست
رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیل و طلسم
چه پرنده ها که تو جاده کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدن
چه مسافرا که زیر چتر اون به تن خستگیشون تبر زدن

تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمیه قشنگ
با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب
یه تبر بود با تو با اهرم سنگ
اون درخت سربلند پرغرور که سرش داره به خورشید میرسه
منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم

من صدای سبز خاک سربی ام
صدایی که خنجرش رو بخداست
صدایی که تو ی بهت شب دشت
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست
رقص دست نرمت ای تبر بدست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرین تصویر تلخ بودنه
توی ذهن سبز آخرین درخت

حالا تو شمارش ثانیه هام
کوبه های بی امونه تبره
تبری که دشمنه همیشه ی
این درخت محکم و تناوره
من به فکر خستگی های پر پرنده هام
تو بزن، تبر بزن
من به فکر غربت مسافرام
آخرین ضربه رو محکمتر بزن

شنبه بیستم خرداد 1391

رازقی
خواننده: ابی
شعر از: ایرج جنتی عطائی


از تو تا ویرونی من
از تو تا مرز شکستن
فاصله وا کردن در
فاجعه صدای بستن

برای ضیافت عشق
اگه شب ، شب غزل نیست
اگه نور آینه به آینه
اگه گل بغل بغل نیست


برای گلدون دستات
یه سبد رازقی دارم
بهترین قلب تو دنیا


برای عاشقی دارم


ترسم از بی رحمی شب نیست
ترسم از دلتنگی فرداست
ترسم از شب مرگی آواز
ترسم از تدفین قمری هاست


سهمی از رجعت انسان
سهمی از خداشدن باش
سهمی از معجزه عشق
سهمی از معراج من باش

شنبه بیستم خرداد 1391

مست چشات
خواننده: ابی
شعر از: مهین آبادانی



اون دوتا مست چشات
منو خوابم میکنه
ذره ذره اون نگات
داره آبم میکنه

اون دوتا مست چشات
منو خوابم میکنه
ذره ذره اون نگات
داره آبم میکنه


داره میمیره دلم
واسه مخمل نگات
همه رنگی رو شناختم
من با اون رنگ چشات

مثل یک رویای خوش
پا گرفتی تو شبام
از یه دنیای دیگه
قصه ها گفتی برام


هنوز از هرم تنت
داره می سوزه تنم
از تو سبزه زار شده
خاک خشک بدنم

دستای عاشق تو
منو از نو تازه ساخت
دل نا باور من
جز تو عشقی نشناخت

داره میمیره دلم
واسه مخمل نگات
همه رنگی رو شناختم
من با اون رنگ چشات
همه رنگی رو شناختم
من با اون رنگ چشات

 قیمت خودرو - قالب وبلاگ